1
گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2
موسسه کسب و کار اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
10.22059/jes.2025.389155.1008576
چکیده
هدف: تحلیل نقش حکمرانی در زمینه تغییرات اقلیمی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، یکی از چالشهای مهم است. با توجه به تأثیرات گسترده تغییر اقلیمی بر محیط زیست و جوامع انسانی، ضروری است نظامهای حکمرانی به گونهای طراحی شوند که بتوانند بهطور مؤثر با این چالشها مقابله کنند. تحلیل نظام حکمرانی براساس اسناد مرتبط یکی از راههای شناخت این ساختار است. این پژوهش با بهکارگیری روش تحلیل شبکه سازمانی، ساختار حکمرانی در برنامه راهبرد ملی تغییر اقلیم ایران را بررسی میکند. نوآوری پژوهش استفاده از این روش برای شناسایی و ارزیابی روابط همکاری و هماهنگی سازمانها و تأثیر آن بر ساختار حکمرانی تغییر اقلیم در ایران است که در مطالعات پیشین کمتر دیده شده است. هدف نهایی، شناسایی ساختار موجود حکمرانی بر اساس سند مذکور است. روش پژوهش: دادههای کیفی و کمی از اسناد و قوانین مرتبط با تغییر اقلیم در ایران، از جمله برنامه ملی سازگاری با تغییر اقلیم، استخراج شده است. روابط همکاری و تبادل اطلاعات میان سازمانهای نامبرده در بخشهای مختلف برنامه راهبرد ملی تحلیل شد. سپس با استفاده از تحلیل شبکه سازمانی و نرمافزار UCINET، شاخصهای شبکهای برای بررسی ساختار نظام حکمرانی و شناسایی رژیم غالب محاسبه گردید. یافتهها: نتایج نشان داد نظام حکمرانی تغییر اقلیم در ایران با چالشهایی مانند عدم هماهنگی میان نهادهای مختلف مواجه است. با وجود توزیع نسبی قدرت و وجود چالههای ساختاری، کمبود همکاری موجب غالبیت رژیم حکمرانی چندپارگی شده که بر اثربخشی تصمیمات تأثیر منفی دارد. بنابراین، اصلاح ساختار حکمرانی و ایجاد نهادهای جدید با اختیارات کافی برای هماهنگی و پیوستگی بین سازمانها ضروری است. تقویت شفافیت و پاسخگویی در سیاستگذاری نیز کلیدی برای بهبود عملکرد سیستم حکمرانی است. نهادهای محلی باید به عنوان پل ارتباطی بین دولت و جامعه فعالتر شده و نیازها و چالشهای محلی را بهتر شناسایی کنند. برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی برای ارتقاء آگاهی عمومی درباره تغییر اقلیم و راهکارهای مقابله، مشارکت اجتماعی را افزایش میدهد. نتیجهگیری: افزایش شفافیت و پاسخگویی در فرآیندهای تصمیمگیری نیز باید در اولویت قرار گیرد تا اعتماد عمومی نسبت به سیاستهای اتخاذ شده تقویت شود. در نهایت، این پژوهش میتواند به عنوان راهنمایی برای سایر کشورها در زمینه تحلیل ساختار حکمرانی در حوزه تغییرات اقلیمی مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه راهکارهای مؤثر برای مقابله با بحرانهای ناشی از تغییرات اقلیمی کمک کند.