<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>محیط شناسی</title>
    <link>https://jes.ut.ac.ir/</link>
    <description>محیط شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 17 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 17 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی رابطه رشد اقتصادی، مصرف سوخت‌های فسیلی و شهرنشینی با تخریب محیط‌زیست در ایران: آزمون فرضیه منحنی زیست‌محیطی کوزنتس با رویکرد ARDL</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_109113.html</link>
      <description>هدف: رشد سریع مصرف انرژی و شهرنشینی در دهه‌های اخیر، همراه با وابستگی شدید به سوخت‌های فسیلی، فشارهای محیط‌زیستی قابل‌توجهی بر ایران تحمیل کرده است. تمرکز جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی در مناطق شهری، همراه با افزایش تقاضای انرژی و توسعه حمل‌ونقل، به افزایش آلودگی هوا و انتشار دی‌اکسیدکربن منجر شده است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی پیامدهای محیط‌زیستی الگوهای مصرف انرژی در ایران با تأکید بر نقش رشد اقتصادی، مصرف سوخت‌های فسیلی و شهرنشینی در چارچوب فرضیه منحنی محیط‌زیستی کوزنتس است.&#13;
روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است. داده‌های سری زمانی سالانه ایران طی دوره ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۲ برای بررسی روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت میان متغیرها به‌کار گرفته شده‌اند. انتشار سرانه دی‌اکسیدکربن به‌عنوان شاخص تخریب محیط‌زیست در نظر گرفته شده است، در حالی که رشد اقتصادی، مصرف سوخت‌های فسیلی و شهرنشینی به‌عنوان متغیرهای توضیح‌دهنده در نظر گرفته می‌شوند. با توجه به ترکیبی بودن مرتبة مانایی متغیرها، از رویکرد خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی و مدل تصحیح خطا برای برآورد تجربی استفاده شده است.&#13;
یافته‌ها: رابطة غیرخطی U وارونه بین رشد اقتصادی و تخریب محیط‌زیست، فرضیه محیط‌زیستی کوزنتس را تأیید می‌کند. مصرف سوخت فسیلی (0/62) مهمترین عامل افزایش CO₂ است. شهرنشینی (0/29) اثر مثبت بر تشدید آلودگی دارد که ناشی از گسترش نامتوازن شهری، تمرکز آلاینده‌ها و ضعف حمل‌ونقل پاک است. در کوتاه‌مدت، شوک‌های رشد اقتصادی (0/41)، مصرف سوخت (0/37) و شهرنشینی (0/18) فشار محیط‌زیستی را تشدید می‌کنند. جمله تصحیح خطا (0/53-) نشان می‌دهد بیش از ۵۰ درصد عدم‌ تعادل در هر دوره تعدیل می‌شود.&#13;
نتیجه‌گیری: تخریب محیط‌زیست در ایران صرفاً نتیجة رشد اقتصادی نیست، بلکه ریشه در الگوی مصرف انرژی و ساختار فضایی شهرنشینی دارد. اگرچه بهبود بلندمدت محیط‌زیست امکان‌پذیر است، اما بدون مداخلة سیاستی هدفمند، کند و پرهزینه خواهد بود. کنترل و کاهش آلودگی نیازمند اصلاح الگوی مصرف انرژی، کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و هدایت شهرنشینی به‌سوی الگوهای پایدار و سازگار با محیط‌زیست است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از روش خاکشویی و تثبیت با بیوچار مغناطیسی سیدریت برای پاک‌سازی خاک‌های آلوده به فلزات سنگین (آرسنیک، کادمیوم، کروم و سرب). (مطالعه موردی: نمونه‌های خاک با آلودگی بالای استان آذربایجان‌غربی، ایران)</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_106246.html</link>
      <description>هدف: جذب فلزات سنگین با بیوچار مغناطیسی به دلیل هزینه کم و کارایی بالای آن و همچنین سطح بالای پایداری حرارتی، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در این تحقیق، بیوچار مغناطیسی که به‌عنوان جاذب در طول خاکشویی عمل می‌کنند، با پیرولیز سیدریت و خاک اره تهیه شدند. آنالیزهای آزمایشگاهی نشان داد که بیوچار مغناطیسی به خوبی سنتز شد. به دلیل ساختارهای متخلخل و سطح ویژه بزرگتر، بیوچار مغناطیسی می‌تواند به‌عنوان یک جاذب بسیار موثر در هنگام خاکشویی عمل کند. جاذب بیوچار مغناطیسی سیدریت عمدتاً از مگنتیت، که یک ماده فری‌‌مغناطیسی با ویژگی‌های مغناطیسی برجسته است، ساخته شده و همین ویژگی باعث می‌شود سوسپانسیون بیوچار مغناطیسی به‌سادگی با بهره‌گیری از یک میدان مغناطیسی خارجی (مانند مگنت) تفکیک گردد.روش پژوهش: نمونه‌های خاک با آلودگی بالا به فلزات سنگین که از پایش و نمونه‌برداری منطقه در نظر گرفته شده بود برای آزمایش‌های خاکشویی آماده شدند. آزمایش‌های شستشوی هم‌زمان نمونه‌های خاک آلوده با جاذب بیوچار مغناطیسی و شستشوی اسیدی ضعیف انجام شد. جذب فلزات سنگین بر روی بیوچار مغناطیسی در گستره‌ای از pH (2-8) و دما (&amp;amp;deg;C 45-15) انجام شد.یافته‌ها: به دلیل آن که بیوچار مغناطیسی ساختارهای متخلخل و سطح ویژه بزرگ تری دارد، راندمان جذب را بالا برده و به همین دلیل آزمایش‌های جذب ناپیوسته، خواص جذب بالایی را برای بیوچار مغناطیسی نسبت به یون‌های فلزات سنگین نشان دادند. مشخص شد که جذب شیمیایی/ ترکیب سطحی مکانیسم غالب برای جذب بر روی بیوچار مغناطیسی سیدریت است. حداکثر ظرفیت جذب در بیوچار مغناطیسی در 5 = pH و دمای C&amp;amp;deg; 45 بود، که این مقدار برای سرب، 154.45 و کروم، 272.08 و آرسنیک، 378.35 و کادمیوم، 3.29 به‌دست آمد.نتیجه‌گیری: روش شستشوی هم‌زمان نمونه‌های خاک آلوده به‌طور مؤثری غلظت فلزات سنگین منتخب مانند کروم، کادمیوم، سرب و آرسنیک را در خاک کاهش داد و تأثیر زیادی بر ویژگی‌های شیمیایی خاک نداشت. از این‌رو، این شیوه شستشو خطرات محیطی کمی به همراه دارد. بیوچارهای مغناطیسی به‌عنوان جاذب‌های مناسب برای بهبود خاک‌های آلوده به فلزات سنگین عمل می‌کنند. این مشاهدات همچنین نشان داد که بیوچار مغناطیسی می‌تواند به‌عنوان جاذب جایگزین در بسیاری از کاربردهای محیطی برای کاهش خطرات آلودگی فلزات سنگین استفاده شود. با توجه به فرآیند سنتز ساده، هزینه کم، راندمان جذب بالا، سهولت جداسازی و سازگاری با محیط‌زیست، بیوچار مغناطیسی می‌تواند به‌عنوان یک جاذب برای جذب و کاهش فلزات سنگین از محیط‌زیست استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عملکرد سیستم گرمایش هیدرونیک در مقابله با یخبندان به‌عنوان راهکاری پایدار برای زیرساخت‌های شهری در اقلیم سرد: مطالعه موردی پل B9 تهران</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_106592.html</link>
      <description>هدف: در مناطق سردسیر، یخبندان و بارش برف از مهمترین عوامل اختلال در عملکرد زیرساخت‌های شهری و سامانه‌های حمل‌ونقل به شمار می‌آیند و می‌توانند ایمنی ترافیکی و بهره‌برداری پایدار از شبکه معابر را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهند. در ایران، مقابله با این پدیده‌ها عمدتاً بر روش‌های سنتی نظیر شن‌پاشی و محلول‌پاشی شیمیایی استوار است که علاوه‌بر هزینه‌های اجرایی و نگهداری بالا، پیامدهای محیط‌زیستی نامطلوبی نیز به همراه دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل عددی عملکرد حرارتی یک سامانه گرمایش هیدرونیک برای ذوب برف در پل B9 واقع در بزرگراه ارتش تهران انجام شده است. این پل در وضعیت فعلی به سامانه پاشش شیمیایی ضدیخ مجهز است و هدف اصلی مطالعه، بررسی امکان‌سنجی جایگزینی سیستم موجود با فناوری گرمایش سطحی هیدرونیک، با تمرکز بر افزایش بهره‌وری انرژی، ارتقای پایداری زیرساخت‌ها و کاهش اثرات محیط‌زیستی در شرایط اقلیمی سرد می‌باشد. &#13;
روش پژوهش: در این تحقیق، شبیه‌سازی حرارتی گذرا با استفاده از نرم‌افزار COMSOL Multiphysics برای مدل‌سازی فرایند انتقال حرارت در یک سامانه فرضی گرمایش هیدرونیک انجام شده است. این سامانه شامل لوله‌هایی است که در زیر سطح روسازی پل تعبیه شده‌اند و آب با بازیه دمای 40 الی 43 درجه سانتی‌گراد در آنها جریان دارد. مدل عددی، انتقال حرارت در لایه‌های مختلف روسازی از جمله آسفالت و لایه‌های عایق را به‌همراه رفتار دینامیکی جریان سیال در لوله‌ها در نظر می‌گیرد. شبیه‌سازی‌ها برای دو سناریوی آب‌وهوایی با دماهای محیطی ۵- و ۱۰- درجه سانتی‌گراد انجام شده و در سناریوی دوم، بارش برف با شدت ۳۰ میلی‌متر در ساعت نیز لحاظ شده است تا عملکرد سیستم در شرایط بحرانی ارزیابی شود.&#13;
یافته‌ها: نتایج شبیه‌سازی نشان داد که سامانه گرمایش هیدرونیک قادر است در دمای محیطی ۱۰- درجه سانتی‌گراد، دمای سطح آسفالت را در کمتر از ۲۰ دقیقه به بالاتر از نقطه انجماد برساند. این ویژگی امکان ذوب مؤثر برف با شدت ۳۰ میلی‌متر در ساعت و جلوگیری از یخ‌زدگی سطح پل را فراهم ‌می‌کند. میزان انرژی مورد نیاز برای یک ساعت عملکرد کامل سیستم حدود ۸۵۱ کیلووات‌ساعت برآورد شد. همچنین بررسی‌ها نشان داد که با نصب ۲۰۰ پنل خورشیدی ثابت با ظرفیت ۷۰۰ وات، امکان تأمین حدود ۳۴۰ ساعت عملکرد سالانه سیستم وجود دارد که بیانگر پتانسیل بالای استفاده از انرژی خورشیدی به‌عنوان منبعی پایدار برای پشتیبانی از این فناوری است.&#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، اجرای سامانه‌های گرمایش هیدرونیک در پل‌ها و زیرساخت‌های شهری مناطق سردسیر می‌تواند راهکاری مؤثر و پایدار برای جلوگیری از یخ‌زدگی سطحی باشد. این سیستم در مقایسه با روش‌های سنتی ضدیخ، پایداری عملیاتی بالاتر، وابستگی کمتر به مواد شیمیایی و ایمنی عمومی بیشتری فراهم ‌می‌کند. علاوه‌ بر این، امکان تلفیق آن با منابع انرژی تجدیدپذیر، نقش مهمی در کاهش اثرات محیط‌زیستی و تحقق اهداف توسعه پایدار زیرساخت‌های شهری ایفا ‌می‌نماید. </description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش محیط طبیعی پیرامون خوابگاه در شکل‌دهی قرارگاه رفتاری: موردپژوهی خوابگاه دختران پردیس دانشگاه شیراز</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_108845.html</link>
      <description>هدف: فضاهای باز و محوطه‌های بیرونی مجموعه‌های خوابگاهی، به‌عنوان بخشی مهم از محیط زندگی دانشجویی، نقش مؤثری در شکل‌گیری تعاملات اجتماعی، ارتقای سلامت روان و بازیابی شناختی دانشجویان دارند. با این حال، این فضاها غالباً در فرایندهای طراحی و برنامه‌ریزی مورد غفلت قرار می‌گیرند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل قرارگاه‌های رفتاری در محیط طبیعی پیرامونی خوابگاه دخترانه پردیس ارم دانشگاه شیراز انجام شده است.روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از ابزار پرسشنامه، در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که الگوهای رفتاری غالب در محیط طبیعی پیرامون خوابگاه کدامند و این الگوها چه ارتباطی با ویژگی‌های کالبدی محیط دارند. با توجه به نقش تعیین‌کننده روشنایی در شکل‌گیری قلمروهای رفتاری، قلمرو روشنایی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، تأثیر کیفیت و گستره روشنایی بر شکل‌گیری قلمروها از طریق تحلیل شاخص‌های نورسنجی و ارزیابی شرایط نور روز مطالعه شد. داده‌های پژوهش از طریق مشاهده میدانی، پرسشنامه‌های محیطی، تصویربرداری و ترسیم نقشه‌های روشنایی گردآوری و تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج پژوهش به شناسایی چهار قرارگاه رفتاری اصلی شامل &amp;amp;laquo;مسیر سلامت و ورزش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خلوتگاه مطالعه و آرامش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مرکز تجمع رویدادهای گروهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایستگاه انتظار و تعامل کوتاه&amp;amp;raquo; منجر شد. یافته‌ها نشان‌دهنده وجود ارتباطی مستقیم میان تداوم و پایداری قرارگاه‌های رفتاری و کیفیت روشنایی محیط است؛ به‌گونه‌ای که ضعف در روشنایی محیط پیرامونی خوابگاه، موجب کاهش کیفیت و اختلال در انجام فعالیت‌ها می‌شود. همچنین نتایج حاکی از آن است که محیط طبیعی پیرامون خوابگاه فضایی ناهمگن و چندلایه است که در آن مجموعه‌ای از قرارگاه‌های رفتاری با کارکردهای زمانی متفاوت (روزفعال و شب‌فعال) شکل می‌گیرد. درک تعامل میان ویژگی‌های محیطی، به‌ویژه نور و سایه، و الگوهای رفتاری، می‌تواند مبنایی علمی برای تدوین اصول و راهکارهای طراحی در پژوهش‌ها و طرح‌های آتی فراهم آورد.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تنوع فضایی، انعطاف‌پذیری محیط، کیفیت حضور نور و سایه، وجود سایه‌بان، مبلمان مناسب و تفکیک بصری فضاها از مهمترین عوامل مؤثر در شکل‌گیری و حمایت از رفتارهای دانشجویان هستند. بر این اساس، راهبردهایی نظیر بهینه‌سازی روشنایی، تقویت حس امنیت روانی، افزایش ظرفیت فعالیت‌های جمعی و ارتقای کیفیت محیطی به‌عنوان اصول کلیدی طراحی فضاهای باز خوابگاهی پاسخ‌ده و دانشجو محور پیشنهاد می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استخراج سیکل‌های رانندگی در آزادراه‌های جنوب و جنوب‌غربی استان تهران و تأثیر بالقوه آن‌ها بر آلودگی هوا</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_106590.html</link>
      <description>هدف: در این مقاله، به بررسی و استخراج چرخه رانندگی در سه آزادراه اصلی تهران-قم، تهران-ساوه و تهران-کرج پرداخته ‌شده است. این چرخه‌ها تاکنون به‌طور جامع یا حتی مجزا محاسبه نشده‌اند و هدف پژوهش ارائه داده‌های جدید و دقیق درباره سیکل رانندگی در این مسیرها است. اطلاعات به‌دست ‌آمده می‌تواند برای بهبود سیاست‌های حمل‌ونقل، کمک به فراهم‌سازی بستر کاهش آلاینده‌ها و بهینه‌سازی رفتار رانندگی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.&#13;
روش پژوهش: برای انجام این پژوهش، از یک خودروی سواری سبک و یک نرم‌افزار سامانه موقعیت‌یابی جهانی نصب‌شده روی تلفن همراه استفاده شد. داده‌های سرعت خودرو در بازه‌های زمانی مختلف و در مسیرهای منتخب جمع‌آوری گردید. سپس داده‌ها با استفاده از تکنیک‌های پردازش داده و حذف نویز، اصلاح شدند. به کمک نرم‌افزار متلب و استفاده از روش میانگین کی و تحلیل ریز سفرها، هم به‌صورت مجزا برای هرکدام از مسیرها و هم برای ترکیبی از سه آزادراه‌ها، چرخه‌های رانندگی بهینه استخراج شدند. این فرایند به‌منظور ارائه تصویری دقیق از رفتار رانندگی در این مسیرها انجام شد.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که چرخه‌های رانندگی استخراج‌شده دارای نوسانات قابل‌توجهی در سرعت و شتاب هستند. این نوسانات ممکن است تحت تأثیر عواملی از جمله تراکم ترافیک، وقوع تصادفات و شرایط جاده‌ای و آب‌وهوایی قرار گیرد و بازتاب‌دهنده پویایی شرایط رانندگی در محیط‌های مختلف است. در مقایسه با چرخه‌های استاندارد جهانی، الگوی رانندگی در مسیرهای مورد بررسی شتاب‌های مثبت و منفی کمتری را نشان می‌دهد که می‌تواند بیانگر سبک رانندگی محتاطانه‌تر یا روان‌تر در این مسیرها باشد. همچنین، بیشتر رانندگان تمایل به رانندگی با سرعت‌های بالا دارند، به‌طوری‌که میانگین سرعت آن‌ها از چرخه‌های استاندارد بالاتر است. یکی دیگر از نکات قابل‌توجه، نسبت بالای زمان رانندگی در این مسیرهاست که نشان‌دهنده توقف کم در طول مسیر می‌باشد و به افزایش بهره‌وری سفر کمک می‌کند. علاوه بر این، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که رفتار رانندگان تحت تأثیر شرایط جاده‌ای، کیفیت روسازی، جریان ترافیک و تغییرات آب‌وهوایی قرار می‌گیرد و این امر ضرورت تطبیق راهبردهای رانندگی با شرایط متغیر محیطی را برای ارتقای ایمنی و کارایی برجسته می‌سازد.&#13;
نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری این پژوهش نشان می‌دهد که استخراج دقیق چرخه‌های رانندگی در آزادراه‌های اصلی استان تهران می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر برای برآورد انتشار آلاینده‌ها و طراحی سیاست‌های کاهش آلودگی هوا به کار گرفته شود. نتایج این تحقیق، همراه با بررسی شباهت‌ها، دقت بالای نرم‌افزار در استخراج سیکل‌های رانندگی را تأیید می‌کند. همچنین تفاوت‌ها، بر اهمیت تهیه سیکل رانندگی متناسب با رفتار رانندگان و شرایط جغرافیایی هر کشور، در مقایسه با سایر کشورها، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محیط جغرافیایی و جرم: تحلیل مکانی و شناسایی عوامل محیطی- فضایی موثر بر وقوع جرم در استان مرزی آذربایجان غربی</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_109114.html</link>
      <description>هدف: ویژگی‌های محیطی و مکانی سکونتگاه‌ها و نقش آن در شکل‌گیری امنیت اجتماعی، اهمیت واکاوی پیوند میان جرم و جغرافیا را برجسته می‌سازد. در همین راستا، هدف این پژوهش تحلیل فضایی جرم در استان آذربایجان‌غربی از طریق شناسایی الگوهای توزیع فضایی و بررسی روابط میان نرخ وقوع جرم با متغیرهای مختلف محیطی و مکانی است. این مطالعه با مدل‌سازی فضایی مؤلفه‌های مذکور، در پی شناخت الزامات محیطی مؤثر بر امنیت است تا بستری علمی برای تبیین رویکردهای پیشگیرانه و ساماندهی فضایی محیط‌های مستعد جرم فراهم آورد.روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و همبستگی انجام گرفته است. داده‌ها به‌صورت اسنادی و میدانی گردآوری و آمار جرایم سال ۱۴۰۲ از مرکز آمار ایران استخراج گردید. برای سنجش رابطه میان نرخ جرم و شاخص‌های جغرافیایی، از آزمون‌های ضریب همبستگی در نرم‌افزار SPSS استفاده شد. همچنین به‌منظور تحلیل فضایی الگوی پراکنش جرایم از روش درون‌یابی (IDW) و برای بررسی همگنی فضایی روابط میان متغیرها از مدل موران و مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) در محیط Arc GIS بهره گرفته ‌شد.یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده نشان داد شهرستان‌های با نرخ بالاتر جرم و جنایت عمدتاً در نواحی مرکزی استان متمرکز بودند، در حالی‌ که شهرستان‌های پیرامونی و مرزی عموماً نرخ جرم و جنایت کمتری را نشان دادند. عواملی همچون فاصله از مرز، طول مرز، بارش، تراکم پوشش گیاهی و صنعتی‌شدن در شکل‌گیری الگوی فضایی جرم نقش معنی‌داری دارند. افزایش بارش و پوشش گیاهی با کاهش نرخ جرم همراه است، در حالی که صنعتی‌شدن و فاصله گرفتن از مرزها در افزایش جرایم نقش دارند. در تحلیل تکمیلی با مدل OLS مشخص شد که این مدل توانسته است حدود 62 درصد (با شاخص تعدیل شده 0/45) از واریانس نرخ جرم را تبیین کند و ناهمگنی فضایی روابط را به‌خوبی نشان دهد. یافته‌های مدل بیانگر آن بود که عامل‌ صنعتی شدن (به‌صورت معنی‌دار) در کنار طول مرز به‌عنوان محرک‌های اصلی و بسترهای زمینه‌ساز، نقش پررنگی در تغییرات نرخ جرم دارند.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد عوامل محیطی-فضایی نقشی تعیین‌کننده در توزیع فضایی جرایم دارند و این الگوها را می‌توان در چارچوب سیستم‌های اجتماعی-بوم‌شناختی نیز تفسیر کرد. نواحی مرزی به‌دلیل ملاحظات امنیتی و فرصت‌های اقتصادی، جرم کمتری دارند، در حالی‌ که نواحی مرکزی و صنعتی استان نرخ جرم بالاتری نشان می‌دهند. همچنین عواملی مانند بارندگی، پوشش گیاهی و کیفیت محیطی، با ارتقای رفاه اجتماعی و بهبود شرایط زیست‌پذیری، نقش محافظتی دارند. بنابراین، سیاست‌گذاری باید پویایی مناطق مرزی، مدیریت توسعه صنعتی پایدار با ملاحظات اجتماعی و محیط‌زیست را مدنظر قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محاسبه ردپای کربن و مصرف انرژی در تصفیه خانه فاضلاب شهری ساری</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_106589.html</link>
      <description>مقدمه: توسعه تصفیه‌خانه‌های فاضلاب با کربن پایین نقش مهمی در دستیابی به اهداف اوج کربن و کربن خنثی ایفا می‌کند.این مطالعه با هدف محاسبه ردپای کربن، میزان مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای و همچنین ارائه روش‌های مؤثر برای کاهش انتشار این گازها در تصفیه‌خانه فاضلاب شهر ساری انجام شده است. روش تحقیق: این مطالعه اطلاعات مربوط به تصفیه‌خانه فاضلاب شهر ساری از سال 1400 الی 1402 را مورد بررسی قرار داده است که سیستم تصفیه آن از نوع لجن فعال با فرآیند اصلاح‌شده لودزاک-اتینگر بوده که یک فرآیند بیولوژیکی پیشرفته برای حذف مواد آلی کربنی و نیترات‌ها محسوب می‌شود انتشار کربن از تصفیه‌خانه‌های فاضلاب به دو دسته تقسیم می‌شود: انتشار مستقیم و انتشار غیرمستقیم. انتشار مستقیم شامل کربن‌دی‌اکسید ناشی از تجزیه هوازی و تبدیل مواد آلی در فرآیندهای بیولوژیکی تصفیه، کربن‌دی‌اکسید و متان ناشی از فرآیندهای هضم بی‌هوازی و دی‌نیتروژن مونوکسید (نتیروس اکسید) ناشی از فرآیندهای نیتریفیکاسیون و دنیتریفیکاسیون است. انتشار غیرمستقیم مربوط به مصرف برق خریداری‌شده برای دمنده‌ها، پمپ‌ها و سایر تجهیزات موجود در تصفیه‌خانه فاضلاب است، همچنین شامل انتشار ناشی از حمل‌ونقل سوخت مصرفی در تصفیه‌خانه و سایر فعالیت‌های داخلی می‌شود.نتایج: براساس میزان مصرف سالانه برق، به ‌طور میانگین 0.61کیلووات ‌ساعت برق به ازای هر متر مکعب فاضلاب تصفیه شده مصرف می‌شود. میزان کل انتشار معادل کرین‌دی‌اکسید از تصفیه‌خانه فاضلاب ساری از سال 1400 الی 1402 به شرح زیر است: انتشار خارج از محل شامل مصرف برق، سوخت دیزل، تجزیه مواد بیولوژیکی باقی‌مانده، دفع لجن، مواد تجزیه‌پذیر باقی‌مانده و دی‌نیتروژن مونوکسید: 48113.7 تن معادل کربن‌دی‌اکسید. انتشار در محل شامل تجزیه زیست‌توده درون‌زاد، حذف مواد بیولوژیکی کربن‌دار، نیتریفیکاسیون و دی‌نیتروژن مونوکسید: 1934.26 تن معادل کربن‌دی‌اکسید. میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در تصفیه‌‌خانه ساری به ازای هر متر مکعب فاضلاب تصفیه ‌شده به شرح زیر محاسبه شده است: سال 1400؛ 0.071 کیلوگرم معادل کربن‌دی‌اکسید. سال 1401؛ 0.078 کیلوگرم معادل کربن‌دی‌اکسید. سال 1402؛ 0.078 کیلوگرم معادل کربن‌دی‌اکسید. این نتایج نشان‌دهنده افزایش میزان انتشار از 0.071 به 0.078 کیلوگرم معادل کربن‌دی‌اکسید از سال‌ 1400 الی 1402 است.نتیجه‌گیری: مصرف بالای انرژی و مدیریت ناکافی لجن اصلی‌ترین منابع انتشار غیرمستقیم و بار آلی ورودی و فرآیندهای بیولوژیکی شامل نیتریفیکاسیون و دنیتریفیکاسیون، مهم‌ترین عوامل انتشار مستقیم گازهای گلخانه‌ای هستند.برای کاهش انتشار، بهینه‌سازی مصرف برق، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، ارتقای ته‌نشینی اولیه و مدیریت بهتر لجن ضروری است. در مجموع، اصلاحات فرآیندی، بهینه‌سازی انرژی و سیاست‌گذاری‌های کلان، می‌توانند به کاهش معنادار انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کاربرد شاخص‌های خشکسالی SSPI و SSPEI در مناطق خشک و نیمه خشک، مورد مطالعه: عراق</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_109115.html</link>
      <description>هدف: تغییرات اقلیمی، فعالیت‌های انسانی تأثیرگذار بر کاهش منابع آب و نیز نبود ایستگاه‌های هواشناسی با پراکنش مناسب در عراق مطالعه خشکسالی در این کشور را پیچیده می‌کند. از سوی دیگر قرار گرفتن این کشور در کمربند بیابانی جهان که سبب افزایش بسیار زیاد دمای هوا و بی‌نظمی شدید در بارش می‌شود، مطالعه خشکسالی در این کشور را از دیدگاه روش‌شناسی نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف تأمین ابزاری دقیق‌تر برای مدیریت بحران‌های آب و اقلیم در عراق کوشش می‌کند تا کارایی و دقت شاخص‌های SSPI و SSPEI را در مقایسه با شاخص‌های SPI و SPEI در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک کشور عراق مورد ارزیابی قرار دهد.&#13;
روش پژوهش: داده‌های مورد استفاده شامل: بارش، بیشینه و کمینه دما، تبخیر و تعرق طی دوره طولانی‌ مدت 71 ساله (1950-2020) با استفاده از داده‌های شبکه‌ای تولید شده توسط مراکز اقلیمی GPCC و CRU با دقت 25/0 درجه جغرافیایی است. به‌منظور مطالعه خشکسالی، از شاخص‌های SPI، SSPI، SPEI و SSPEI در مقیاس‌های زمانی 3، 6، 9، 12 و 24 ماهه استفاده شد.&#13;
یافته‌ها: مقایسه SSPI و SPI بر اساس داده‌های شبکه‌ای نشان داد که الگوی تغییرات هر دو شاخص در بخش عمده‌ای از کشور عراق مشابه است و این شباهت با افزایش مقیاس زمانی بیشتر می‌شود. در مقیاس 3 ماهه، تفاوت میان دو شاخص در برخی نواحی غرب، شرق و مرکز عراق بیشتر بود، در حالی‌ که در مقیاس‌های زمانی بلندتر، میزان انطباق آنها افزایش یافت. مقادیر ضریب همبستگی میان آنها بین 0/88 تا 0/99 و ضریب تعیین بین 0/79 تا 1 قرار داشت. مقادیر ریشه میانگین مربعات خطا، اریبی و شیب خط نیز نشان دادند که اختلاف میان دو شاخص در بیشتر مناطق محدود است و با افزایش مقیاس زمانی کاهش می‌یابد. مقایسه SSPEI و SPEI نیز انطباق بسیار بالای دو شاخص را در تمامی مقیاس‌های زمانی نشان داد؛ به‌طوری‌که مقادیر همبستگی و ضریب تعیین عمدتاً در محدوده 0/97 تا 0/99 قرار داشتند و مقادیر شاخص‌های کارایی، ریشه میانگین مربعات خطا، اریبی و شیب خط نیز تطابق نزدیک دو شاخص را تأیید کردند. با وجود این شباهت، در شرایطی که برازش توزیع‌های آماری مورد استفاده در SPI و SPEI با محدودیت مواجه می‌شود، شاخص‌های اصلاح‌ شده SSPI و SSPEI با استفاده از تابع تبدیل باکس-کاکس امکان محاسبه شاخص را بدون نیاز به یک توزیع احتمال مشخص فراهم کردند.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که شاخص‌های اصلاح‌ شده SSPI و SSPEI در بخش عمده‌ای از کشور عراق الگوی مشابهی با شاخص‌های SPI و SPEI دارند و میزان این انطباق در مقیاس‌های زمانی بلندتر بیشتر است. مزیت اصلی شاخص‌های اصلاح ‌شده نه در ایجاد تفاوت محسوس با شاخص‌های متداول در همه شرایط، بلکه در فراهم‌کردن روشی پایدارتر برای استانداردسازی سری‌های اقلیمی در شرایطی است که ساختار آماری داده‌ها، برازش توزیع‌های احتمال مورد استفاده در روش‌های متداول را با مشکل مواجه می‌کند. از این‌رو، SSPI و SSPEI می‌توانند به‌عنوان روش‌های جایگزین و مکمل برای پایش خشکسالی در مناطق خشک و نیمه‌خشک که در آن چولگی شدید داده‌ها به دلیل وجود مقادیر فراوان صفر برازش توزیع‌های آماری به داده‌ها را با مشکل روبه‌رو می‌کند، مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل شاخص‌های شهر دوستدار تنوع زیستی به منظور کاربست در برنامه‌ریزی شهری</title>
      <link>https://jes.ut.ac.ir/article_109116.html</link>
      <description>هدف: بحران جهانی کاهش تنوع‌زیستی تا حد زیادی ناشی از شهرنشینی روزافزون است و تهدیدی جدی برای پایداری اکوسیستم‌ها و رفاه انسان به‌شمار می‌رود. از این‌رو، بهبود سلامت بوم‌شناختی محیط‌های شهری، همراه با تدوین راهبردهای مؤثر برای ایجاد شهرهایی که از تنوع‌زیستی حمایت می‌کنند، به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، تدوین شاخص‌های شهرهای سازگار با تنوع‌زیستی، تحلیل اثرات آنها و اولویت‌بندی این شاخص‌ها برای به‌کارگیری در برنامه‌ریزی شهری به‌منظور تحقق این رویکرد است. &#13;
روش پژوهش: روش فراتحلیل کمّی بر روی ۳۲ مقاله علمی معتبر و داوری‌شده به زبان انگلیسی، منتشر شده بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، که از پایگاه‌های انتشار آکادمیک شناخته ‌شده استخراج شده‌اند، به‌کار گرفته شد. تجزیه‌وتحلیل شامل محاسبه اندازه اثر تجمیعی شاخص‌ها بر تنوع‌زیستی شهری و ارزیابی سوگیری انتشار با بهره‌گیری از نرم‌افزار CMA V3  بود.&#13;
یافته‌ها: نتایج فراتحلیل، ارتباطی مثبت و بسیار معنادار را میان شاخص‌های بررسی شده و بهبود وضعیت تنوع‌زیستی در شهرها نشان داد (نسبت شانس تلفیقی: 0/258). این نتیجه حاکی از توانایی این شاخص‌ها در کاهش پیامدهای منفی بر تنوع‌زیستی به میزان تقریبی ۶۰ تا ۷۰ درصد است. تحلیل فراوانی نشان داد که شاخص‌های مرتبط با ابعاد اکولوژیکی (نظیر غنای گونه‌ای، فضاهای سبز، پوشش گیاهی بومی) بیشترین توجه را در مطالعات داشتند، در حالی که ابعاد انسانی و اجتماعی (آموزش، مشارکت) کمتر مورد کاوش قرار گرفته‌اند. نتایج فراتحلیل در برابر سوگیری انتشار مقاوم بود.&#13;
نتیجه‌گیری: این مطالعه بر اهمیت حیاتی سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سبز شهری و مدیریت پایدار آنها برای تقویت تنوع‌زیستی تأکید می‌ورزد. شاخص‌های شناسایی شده ابزارهایی مؤثر برای بهبود تنوع‌زیستی در فضاهای شهری هستند. یافته‌ها ضرورت پرداختن بیشتر پژوهش‌های آینده به ابعاد اجتماعی و انسانی و اتخاذ رویکردی کل‌نگر برای ساخت شهرهایی واقعاً حامی تنوع‌زیستی را برجسته می‌سازند و بر کاربست این رویکرد در برنامه‌ریزی و مدیریت شهری در لایه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و نیز اجرای برنامه‌های شهری تأکید دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
